|
دل تو اولین روز بهار ، دل من اخرین جمعه سال ، و چه دورند چه نزدیک به هم .
اي شما!
خدا قول نداده آسمون همیشه آبی باشه مرا بسپار در یادت به وقت بارش باران . نگاهت گر به آن بالاست و در رقص دعا قلبت مثال بید میلرزد دعایم کن... دعایم کن که من محتاج محتاجم...
البته خدایی فقط سزاوار توست ،ولی نمیخوام اون خدایی که تو هستی باشم ! میخوام خدایی باشم ،که هر گناهکاری رو دیدم فوراً مجازاتش کنم و هر مظلومی رو دیدم پادشاش کنم ، هر مخلوقتو دیدم خوشبخت کنم و هر عاشقی رو دیدم.....!!!؟؟؟ راستش نمیدونم با عاشقا چیکار کنم!!؟؟ این عاشقهایی که خودشونو واسه هم میکشن!؟ بی آنکه بدونن معشوقه ای اون با لا ایستاده و منتظر عشق عاشقاشه؟؟!!! ولی کو عاشقات خدا؟!کجاست مجنونی که حاضر باشه خودشو واست تیکه تیکه کنه ! کجاست مجنونی که وقتی گناه کرد از سر خجالت نتونه دوباره گناه کنه؟! کجاست مجنونی که وقتی اسمتو میشنوه دچار مستی وخماری میشه ؟! ناراحت نباش!! من به جای تموم عاشقهایی که منتظر عشقشون هستی برات عاشقی میکنم ؟! من عاشقتم،مجنونتم و مطمئن باش: آنقدر مستی کنم تا برسم غوغا د شاید ازبحر تماشا دلبرم پیدا شود بعضی وقتها اونقدر دلتنگت میشم که هزار بار قصد اومدنتو میکنم ولی...!! ولی نمیدونم بازم چرا ؟ چرا منو نمیخوای!!!؟ من که عاشقتم،من که مجنونتم ، من که مخلوقتم...!! بازم منو نمیخوای؟ دلیلشو میدونم خوبم میدونم!!! گناهکارم گناهکارم گناه کار خرم آن روز کزین منزل ویران بروم راحت جان طلبم زپی جانان بروم امضا: مجنونت خدا جون از طرف: یه مرده مجنون به خدا
عشق یعنی با تو خواندن از جنون ، عشق یعنی سوختنها از درون عشق یعنی سوختن تا ساختن ، عشق یعنی عقل و دین را باختن عشق یعنی دل تراشیدن ز گل ، عشق یعنی گم شدن در باغ دل عشق یعنی تو ملامت کن مرا، عشق یعنی می ستایم من تو را عشق یعنی در پی تو در به در ، عشق یعنی یک بیابان درد سر عشق یعنی با تو آغاز سفر ، عشق یعنی قلبی آماج خطر عشق یعنی تو بران از خود مرا ، عشق یعنی باز می خوانم تو را عشق یعنی بگذری از آبرو ، عشق یعنی کلبه های آرزو عشق یعنی با تو گشتن هم کلام، عشق یعنی انتظار یک سلام عشق یعنی دستهایی رو به دوست ، عشق یعنی مرگ در راهت نکوست عشق یعنی شاخه ای گل در سبد ، عشق یعنی دل سپردن تا ابد عشق یعنی سروهای سر بلند ، عشق یعنی خارها هم گل کنند عشق یعنی تو بسوزانی مرا ، عشق یعنی سایه بانم من تو را عشق یعنی بشکنی قلب مرا ، عشق یعنی می پرستم من تو را عشق یعنی آن نخستین حرفها ، عشق یعنی در میان برفها عشق یعنی یاد آن روز نخست ، عشق یعنی هر چه در آن یاد توست عشق یعنی تک درختی در کویر ، عشق یعنی عاشقانی سر به زیر عشق یعنی بگذری از هفت خان ، عشق یعنی آرش و تیر و کمان
به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیزترینم . اسمونها زیر پامه اگه با تو رو زمینم. به خیالم که تو با من یه همیشه اشنایی. به خیالم که تو با من دیگه از همه جدایی. من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی. این دیگه یه التماسه من میخوام بیای بمونی......
من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي. همیشه فکر می کردم اگه یه روز نباشی می میرم ... دلم تنگ شده برای اون روزا ... یادته؟ اون روزایی که مشتاقانه در انتظار دیدن روی تو بودم اون روزایی که عاشقونه برات مینوشتم اون روزایی که حاضر بودم تمام ستاره های آسمونو واست بچینم اون روزایی که اشکام مظلومانه برات سرازیر میشد اون روزایی که بی بهانه برات از دوستیمون نقاشی میکشیدم اون روزایی که مجبورت میکردم باهام بمونی اون روزایی که داستانای کودکانه واسه هم تعریف میکردیم اون روزایی که سر رو سینت میذاشتم و میخوابیدم اون روزایی که از خدا خواهش میکردم تو همیشه شاد باشی اون روزایی که ... دلم تنگ شده بخدا ... ای کاش تو هم کمی باوفا بودی و منو به اون غریبه نمیفروختی اما انگار تو لیاقت اونهمه عشق رو نداشتی فکر میکنی اونم تو رو مثل من دوست داره ولی باید بدونی هیچ کی مثل من تورو دوست نداره اینم بدون که هنوز هم که هنوزه منتظرتم عزیزم ... بیا که هنوزم دوست دارم
هر کی جدا کرد تو رو از من الهی غصه بگیره توی تنها یی و غربت بی کس و بی یار بمیره بی تو از حسرت دوریت دل من داره می میره تا تو برگردی دوباره دل من اروم بگیره........ کاشکی بفهمی کی دوست داشت گل مهر و کی برات کاشت کی تو غمها و تو اشتی اومد و اشکات و برداشت.
you are my heart, you are my soul (تو قلب منی، تو جان منی) (Modern Talking) Deep in my heart, there's a fire در اعماق قلبم آتشی برپاست A burning heart قلبی سوزان Deep in my heart, there's desire - for a start در اعماق قلبم تمنایی است برای تولدی دیگر I'm dying in emotion در راه عشق جان می دهم It's my world in fantasy این دنیای رؤیایی من است I'm living in my, living in my dreams من با رؤیاهایم زندگی می کنم You're my heart, you're my soul تو قلب منی، تو جان منی I'll keep it shining everywhere I go هر جا که بروم این شعله را درخشان نگاه خواهم داشت You're my heart, you're my soul تو قلب منی، تو جان منی I'll be holding you forever, stay with you together تو را برای همیشه نگاه خواهم داشت و با تو خواهم ماند You're my heart, you're my soul تو قلب منی، تو جان منی Yeah, I'm feeling that our love will grow آری، احساس می کنم عشقمان شروع به بالیدن خواهد کرد You're my heart, you're my soul تو قلب منی، تو جان منی That's the only thing I really know این تنها چیزی است که از ان مطمئنم Let's close the door and believe my burning heart بیا در را ببند و قلب سوزانم را باور کن Feeling all right, come on, open up your heart رها باش. بیا و قلبت را کاملا بگشا I'll keep the candles burning من شمعـــها را روشن نگاه خواهم داشت Let your body melt in mine بیا تا یکی شویم I'm living in my, living in my dreams من با رؤیاهایم زندگی می کنم منبع : http://www.ccl3.blogfa.com/
من رنگ محبت را رنگ عشق و صمیمیت را با رنگ چشمان مهربان تو در ذهن خسته ام نقاشی نمودم اما نمی خواستم روی این تصویر سبز و خرم پرده ایی از مه بکشم مهربانم نمی خواستم هوای جنگل سبز چشمانت را مه الود و ابری ببینم ان چشمهایی که نگاه عاشقش مستقیم با قلبم ارتباط برقرار کرده. خاک میخواند مرا هر دم به خویش میرسند از ره که در خاکم نهند اه شاید عاشقانم نیمه شب گل به روی گور غمناکم نهند
بد جوری تنهام دو باره بی تو با اون رنگ چشات بگی نگی چند وقته که دل تنگهام زیاد شده بازهوای تورو دارم بهو نه هام خیلی شده بخوای نخوای دوست دارم بیای نه یای منتظرتم
براي تو مينويسم كه مي دانم در دوردستهاي آرزوهايم نشسته اي و هرگزلحظه اي بي دلواپسي و دوري خيالم را نمي آرايي من به دوست داشتنت سرخوشم و به بودنت دلخوش. ارزو ميكنم هرگز دلخوشي ام را نگيري. من با اين دلخوشي سرشار زندگي ام . من هراسهاي بي تو بودن را به ميانجيگري اين دلخوشي ، به فرداهاي بي خاطره ام گره ميزنم . براي تو مينويسم كه مي دانم در دوردستهاي آرزوهايم نشسته اي. فردا هاي بي خاطره نميدانم مي داني بدون تو منتظر هيچ فردايي نيستم ! ميداني، بدون تو دلخوش به هيچ دوست داشتني نيستم ! ميداني بدون عطر حضور تو دلبسته ي هيچ انتظاري نيستم ! ميداني بدون تو تمام فرداهايم بي خاطره خواهند بود و من بي هيچ دفتري از خاطراتم گذشته ام را ورق ميزنم و در انبوهي بيخاطره بودن گم ميشوم . نه ! ميدانم كه هيچ نميداني بي تو چه فرداهاي بي ثمري را تجربه خواهم كرد. حالا كه نميداني، پس بگذر از سايه ي سياه دلتنگي هاي من . و بگذار در سكوت و تنهايي اين سياهي بي هيچ خاطره اي ، خاطرم را به فراموشيها بسپارم و در تلخكامي اي فراموشي ، روزهاي سياه بي تو بودن را بشمارم . شمارش ثانيه هايي كه شايد، روزي خاطرات گمشده ام را به من باز گردانند. بي تو تمام لحظه هاي زندگي ام بي خاطره خواهندمرد................... تقديم به تو كه سبزترين خاطره هاي زندگي ام ازتوست
من گلی از شاخه جدا مانده ام که در حال پرپر شدن و نابودی هستم من لبخند خشکیده بر لبی هستم که در حال محو و نابودیم.من اشک لبریز از چشمی هستم که در حال فرو افتادن در کویر سوزان تنها یی ام
یعنی از خودخواهی گریختن و به دیگران اندیشیدن......عشق یعنی تعدی به پاکی و صداقت و طی کردن راهی نامعلوم که ممکنه به نابودی بکشه.اما مطمعنا به بیراهه نمیره چون عشق از هوس مجزاست،هوس رو هر کسی میتونه تجربه کنه اما عشق رو فقط انسان های پاک و خالص می تونن درک کنن،عشق مثل یه سایبون میمونه که تو سایه اش می خوابی و رویاهای زیبا میبینی . هر کسی ممکنه ادعا کنه عاشقه اما این فقط یه اداستعاشق واقعی اونه که به خاطر دیگری از حق خودش بگذره و اهل ریا و فریبم نباشه.خیلی ها فکر میکنن عاشقن اما در واقع نیستن چون همین ادما اگر چند روز در کنار دیگریزندگی کنن خیلی زود خسته میشن و التهابهشون به یه خاکستر سرد وسیاه تبدیل میشه،عشق واقعی در سایه وصل هم کمرنگ نمیشه. چون دو تا عاشق فقط به فکر رضایت طرف مقابل هستن و این طوریه که سالها کنار هم زندگی می کنن. با اشکهای دیگری اشک می ریزن،با خنده هاش می خندن،با دردهاش درد می کشنو خلاصه خودشون رو وقف می کنن درست مثل اون.......
وقتی گریه کردیم گفتند بچه است،وقتی خندیدیم گفتند دیوونه است،وقتی جدی بودیم گفتند مغروره،وقتی شوخی کردیم گفتند سنگین باش،وقتی ساکت شدیم گفتند عاشقه،حالا که عاشقیم می گن اشتباهه،
تو نيستي كه ببيني تو نيستي كه ببيني چگونه پيچيده است تنها به خواب مي ماند
چشمهايت را در چشمهايم خيره کردی و آهسته گفتی
یادمه یه آرزو بود همیشه موندن با هم
واسه زخم دل تنهام یادمه تو بودی مرحم ولی اون روزا گذشته دیگه نیستی که بدونی کاش میشد بهت می گفتم من می خوام پیشم بمونی با یه دنیا اشک و غصه نمی خوام بی تو بمونم توی این غروب دلگیر شعر رفتن و بخونم ولی اون روزا گذشته شاید از یاد تو رفتم کاشکی بودی و میدیدی من هنوز عاشقت هستم من صداتو نشنیدم نم اشکاتو ندیدم توی آشیون قلبت من نموندم و پریدم ولی امروز یاد عشقت منو تنها نمیزاره لحظه های بی تو بودن تو رو یاد من میاره من همونم که چشاتو پر اشک و گریه کردم حالا راه شهر عشق و من نرفته بر می گردم برمی گردم تا همیشه قدر احساسو بدونم شایدم همیشه باید بی تو من تنها بمونم
شاید مثل کودکی باشیم که در کنار دریا با سنگریزه ها و صدفهای زیبا بازی می کند اما غافل از انیم که دریایی بس بزرگ و اقیانوسی بی کران در مقابل دیدگانمان وجود دارد که در اعماق ان، اسرار عظیم و شگفت انگیز نهفته است.
عشق ان نیست که هر لحظه کنارش باشی عشق است که پیوسته به یادش باشی....
اگر باران بودم انقدر می باریدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم،اگر اشک بودم مثل باران بهاری به پایت می گریستم ،اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیم وجود عزیزت میکردم،اگر عشق بودم اهنگ دوست داشتن را برایت می نواختم،ولی افسوس که نه بارانم،نه اشک،نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوست دارم |
About![]()
قلبها عاطفه ها را بخشیدند و دست ها گرمی را و تو امروز به دنبال کدامین دستی که یخ قلب تو را اب کند . Archivesاسفند 1387بهمن 1387 دی 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 Links
asheghe del shekaste
دوست دارم |